تقریر عشق مجازی و قوت آن(بوستان-باب سوم-سعدی)
تو را عشق همچون خودی ز آب و گل*******رباید همی صبر و آرام دل
به بیداریش فتنه برخد و خال********** به خواب اندرش پای بند خیال
به صدقش چنان سرنهی بر قدم *******که بینی جهان با وجودش عدم
چو در چشم شاهد نیاید زرت************زر و خاک یکسان نماید برت
دگر با کست بر نیاید نفس************* که با او نماند دگر جای کس
تو گویی به چشم اندرش منزل است***وگر دیده برهم نهی در دل است
نه اندیشه از کس که رسوا شوی******نه قوت که یک دم شکیبا شوی
گرت جان بخواهد به لب بر نهی********** وگر تیغ بر سر نهد سر نهی
به بیداریش فتنه برخد و خال********** به خواب اندرش پای بند خیال
به صدقش چنان سرنهی بر قدم *******که بینی جهان با وجودش عدم
چو در چشم شاهد نیاید زرت************زر و خاک یکسان نماید برت
دگر با کست بر نیاید نفس************* که با او نماند دگر جای کس
تو گویی به چشم اندرش منزل است***وگر دیده برهم نهی در دل است
نه اندیشه از کس که رسوا شوی******نه قوت که یک دم شکیبا شوی
گرت جان بخواهد به لب بر نهی********** وگر تیغ بر سر نهد سر نهی
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت 14:24 توسط سارا
|