عاشقان در خدمت زلف تواند (دیوان اشعار سنایی )
ای ز عشقت
روح را آزارها ********بر در تو عشق را
بازارها
ای ز شکر
منت دیدار تو *************دیده بر گردن دل بارها
فتنه را
در عالم آشوب و شور ********با سر زلفین تو اسرارها
عاشقان در
خدمت زلف تواند *********از کمر بر ساخته زنارها
نیستم با
درد عشقت لحظهای ********خالی از غمها و از تیمارها
بر امید
روی چون گلبرگ تو ******مینهم جان را و دل را خارها
تا سنایی
بر حدیث چرب تست *******غره چون کفتار بر گفتارها
دارد از
باد هوس آبی بروی *********با خیال خاک کویت
کارها
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۷ ساعت 12:19 توسط سارا
|