از پی نقلان می‌بوسه خیز************چشم و دهان شکر و بادام ریز


شکر و بادام بهم نکته ساز************زهره و مریخ بهم عشق باز

 

وعده به دروازه گوش آمده************ خنده به دریوزه نوش آمده

 

نیفه روبه چو پلنگی به زیر************* نافه آهو شده زنجیر شیر

 

ناز گریبان کش و دامن کشان *********آستی از رقص جواهر فشان

 

شمع چو ساقی قدح می به دست ********طشت می آلوده و پروانه مست

 

خواب چو پروانه پرانداخته *********** شمع به شکرانه سرانداخته

 

پردگی زهره در آن پرده چست ******** زخمه شکسته به ادای درست 

 

خواب رباینده دماغ از دماغ ********* نور ستاننده چراغ از چراغ  

 

آنچه همه عمر کسی یافته *************** همنفسی در نفسی یافته


نزل فرستنده زمان تا زمان  ******دل به دل و تن به تن و جان به جان


گفتی ازان حجره که پرداختند **********رخت عدم در عدم انداختند


مرغ طرب نامه به پر باز بست *********هفت پر مرغ ثریا شکست


آتش مرغ سحر از بابزن ************بر جگر خوش نمکان آب زن


مرغ گران خواب‌تر از صبحگاه *******پای فلک بسته‌تر از دست ماه


حلقه در پرده بیگانگان ****************زلف پری حلقه دیوانگان


در خم آن حلقه دل مشتری *************تنگ‌تر از حلقه انگشتری


تاختن آورده پریزادگان ***************همچو پری بر دل آزادگان


بر ره دل شاخ سمن کاشته **************خار بنوک مژه برداشته


میوه دل نیشکر خدشان *****************گلبن جان نارون قدشان


فندقه شکر و بادام تنگ *************سبز خط از پسته عناب رنگ


در شب خط ساخته سحر حلال ***********بابلی غمزه و هندوی خال


هر نفس از غمزه و خالی چنان ********گشته جهان بابل و هندوستان


چون نظری چند پسندیده رفت **********دل به زیارتگری دیده رفت


غمزه زبان تیزتر از خارها  ************جهد گرهگیرتر از کارها


شست کرشمه چو کماندار شد **************تیر نینداخته بر کار شد


باد مسیح از نفس دل رمید *************آب حیات از دهن گل چکید


گل چو سمن غالیه در گوش داشت ***مه چو فلک غاشیه بر دوش داشت


چون رخ و لب شکر و بادام ریخت ***گل به حمایت به شکر در گریخت


هر نظری جان جهانی شده  *************هر مژه بتخانه جانی شده  


زلف سیه بر سر سیم سپید**********مشک فشان بر ورق مشک بید


غبغب سیمین که کمر بست از آب ********قوس قزح شد ز تف آفتاب


زلف براهیم و رخ آتشگرش  *********چشم سماعیل و مژه خنجرش


آتش از این دسته ریحان شده **********خنجر آز آن نرگس فتان شده


بوسه چو می‌مایه افکندگی **************لب چو مسیحا نفس زندگی


خوی به رخ چون گل و نسرین شده ********خرمن مه خوشه پروین شده


باز شده کوی گریبان حور *************خط سحر یافته صغرای نور


همت خاصان و دل عامیان ************شیفته زان نور چو سرسامیان


غمزه منادی که دهان خسته بود********چشم سخن گو که زبان بسته بود


می چو گل آرایش اقلیم شد *************جام چو نرگس زر در سیم شد


عقل در آن دایره سرمست ماند **********عاقبت از صبر تهیدست ماند


در دهن از خنده که راهی نبود *************طاقت را طاقت آهی نبود


صبر دران پرده نواتنگ داشت **********فتنه سر زیر در آهنگ داشت


یافته در نغمه داود ساز ******************قصه محمود و حدیث ایاز


شعر نظامی شکر افشان شده **************ورد غزالان غزلخوان شده