زوج جواني بعد از تهديد يك زن نابينا در جنوب پايتخت وي را مجبور به فروش خانه ‌اش كردند و متواري شدند

اما ماجراي فرار آنها تنها 4 ماه ادامه داشت و پليس در جريان رديابي هايش توانست اين زوج را در فرديس كرج دستگير كند.

تهديد براي صاحبخانه شدن

ماجراي اين پرونده، زماني فاش شد كه زن سالخورده نابينايي دي ماه سال گذشته به شعبه 11 دادسراي شهرري مراجعه كرد و از مستاجرش به اتهام كلاهبرداري و فريب در فروش خانه شكايت كرد.

بازپرس نوفرستي- رئيس شعبه 11 دادسراي شهرري در بازجويي اوليه از اين زن سالخورده متوجه شد كه زوج جوان،  وي را به‌شدت تهديد به مرگ كرده و با اين شگرد توانسته‌اند خانه‌اش را از چنگ وي دربياورند.

اين زن در اظهاراتش نزد بازپرس پرونده گفت: 9 ماه قبل وقتي خيلي احساس تنهايي مي‌كردم و نمي‌توانستم به خاطر مشكل بينايي‌‌ام به كارهاي روزمره‌ام برسم تصميم گرفتم براي خانه‌ام مستاجري بياورم.

به همين خاطر ماجرا را به يكي از دوستانم گفتم و وي نيز بعد از مدتي خواهرزاده ‌اش را كه افشين نام داشت به من معرفي كرد، من كه مي‌خواستم كسي در خانه‌مان باشد و تنها نباشم، تصميم گرفتم از وي و همسرش اجاره‌اي دريافت نكنم و در عوض آنها به من در انجام كارهاي روزانه‌ام كمك كنند.

اين زوج در كنار من زندگي مي‌كردند تا اينكه بعد از چند ماه ماجراي خريد يك خانه ديگر را به من پيشنهاد دادند. اين زوج مدعي بودند با فروش خانه‌ام در شهرري مي‌توانم يك خانه بهتر خريداري كنم. اما من كه سال‌ها در خانه‌ام زندگي كرده بودم و نمي‌توانستم آن را ترك كنم با آنها مخالفت كردم.

اصرار اين زوج ادامه داشت تا اينكه بعد از مدتي تلفن‌هاي مشكوك به خانه‌ام شروع شد كه در آن مردي مرا تهديد به قتل فرزند دختر و نوه‌ام مي‌كرد.

اين ماجرا به‌شدت مرا نگران كرده بود تا اينكه متوجه شدم اين زوج در اجراي نقشه تهديدها دست دارند و وقتي از آنها خواستم تا خانه‌ام را ترك كنند آنها مرا تهديد به مرگ كردند و به اجبار از من خواستند خانه‌ام را به نام افشين ثبت كنم، تهديد‌ها ادامه داشت تا جايي كه همسر اين مرد براي يك لحظه هم مرا تنها نمي‌گذاشت و تهديد مي‌كرد درصورتي كه ماجرا را كسي بفهمد، مرگ، دختر و نوه‌ام را تهديد خواهد كرد.

من كه به‌شدت به دختر و نوه‌ام علاقه داشتم از ترس اينكه اين زوج آنها را بكشند راضي به اين كار شدم و وقتي به دفترخانه رفتم افشين را به جاي نوه‌ام معرفي كردم و خانه‌ام را به نامش كردم. بعد از مدتي متوجه شدم كه اين زوج تبهكار خانه‌ام را در همان دفترخانه به فرد ديگري فروخته و با گرفتن 65 ميليون تومان متواري شده‌اند.

زن سالخورده در ادامه اظهاراتش به بازپرس نوفرستي گفت: بعد از اينكه خانه‌ام به فروش رفت و صاحبخانه قصد آمدن به خانه‌‌اش را داشت، فرزندانم درجريان فروش خانه توسط اين زوج قرار گرفتند.

بازپرس پرونده با توجه به اظهارات زن نابينا دستور پيگيري پرونده را به كارآگاهان پايگاه نهم اداره آگاهي تهران صادر كرد. كارآگاهان با بررسي اوليه پرونده به شناسايي اين زوج كلاهبردار پرداختند و توانستند بعد از 4 ماه فرار، اين زوج را در فرديس كرج شناسايي و عصر روز جمعه 18ارديبهشت دستگير كنند.

آشنايي در دادگاه خانواده

اين زوج كه صبح ديروز براي بازجويي به شعبه 11 دادسراي شهرري انتقال يافته بودند در بازجويي اوليه به كلاهبرداري از زن نابينا اعتراف كردند.

افشين در بازجويي‌ها به بازپرس نوفرستي گفت: يك ماه قبل از اينكه به‌عنوان مستاجر به خانه زن سالخورده بروم همسرم را به خاطر مشكلاتي كه داشتم طلاق دادم، يك روز زماني كه براي ادامه كار پرونده طلاقم به دادگاه خانواده رفته بودم اكرم را آنجا ديدم.

او نيز براي جدايي از همسرش به دادگاه خانواده آمده بود، بعد از مدتي آشنايي زماني كه هر دو به خاطر مشكلات خانوادگي از همسران‌مان جدا شده بوديم اكرم را به عقد موقت درآوردم.

بعداز اين ماجرا به‌عنوان مستاجر به خانه زن سالخورده رفتم و وقتي متوجه شدم او علاقه زيادي به دختر و نوه ‌اش دارد تصميم به اجراي نقشه كلاهبرداري و تهديد وي گرفتم و با كمك همسرم توانستم خانه اين زن را با تهديد‌هاي فراوان به دست آورم.

افشين در ادامه اظهاراتش گفت: بعد از فروش خانه با همسرم از شهرري فرار كرديم و به تبريز رفتيم. چند ماهي در تبريز زندگي كرديم به تصور اينكه كسي ما را تعقيب نمي‌كند و از ماجرا اطلاعي ندارد به فرديس كرج آمديم و با خريدن يك خانه در آنجا زندگي مي‌كرديم كه دستگير شديم.

بازپرس نوفرستي با شنيدن اظهارات متهمان، آنها را با قرار قانوني در اختيار كارآگاهان پايگاه نهم اداره آگاهي تهران قرار داد تا تحقيقات تكميلي در اين خصوص صورت گيرد.