آیا تو کجا و ما کجائیم***************تو زان که‌ای و ما ترائیم 

مائیم و نوای بی‌نوائی**************بسم‌الله اگر حریف مائی  

افلاس خران جان فروشیم*********خز پاره کن و پلاس پوشیم 

از بندگی زمانه آزاد************غم شاد به ما و ما به غم شاد 

تشنه جگر و غریق آبیم**************شب کور و ندیم آفتابیم 

گمراه و سخن زره نمائی************در ده نه و لاف دهخدائی 

ده راند و دهخدای نامیم*************چون ماه به نیمه تمامیم 

بی‌مهره و دیده حقه بازیم ***********بی‌پا و رکیب رخش تازیم 

جز در غم تو قدم نداریم*************غم‌دار توئیم و غم نداریم 

در عالم اگرچه سست خیزیم ***********در کوچگه رحیل تیزیم 

گوئی که بمیر در غمم زار************هستم ز غم تو اندرین کار 

آخر به زنم به وقت حالی************بر طبل رحیل خود دوالی 

گرگ از دمه گر هراس دارد************با خود نمد و پلاس دارد 

شب خوش مکنم که نیست**دلکش   بی‌تو شب ما و آنگهی خوش 

ناآمده رفتن این چه سازست******* ناکشته درودن اینچه رازست 

با جان منت قدم نسازد ************یعنی که دو جان بهم نسازد 

تا جان نرود ز خانه بیرون *************نایی تو از این بهانه بیرون 

جانی به هزار بار نامه*****************معزول کنش ز کار نامه 

جانی به از این بیار در ده**************پائی به از این بکار درنه 

هر جان که نه از لب تو آید**************آید به لب و مرا نشاید